سلام یه وقتایی هست که تو وجودت خلاء حس می کنی و وقتی خوب بهش فکر می کنی متوجه میشی که رابطه ات با خدا قطع شده، احساس پوچی بهت دست میده و برای فرار از این پوچی دو راه بیشتر نداری، راه اول که خیلی ساده است اینه که از خودت و اصلت فرار کنی و این حس رو سرکوبش کنی که عاقبت خوشی رو در بر نداره، اما راه دوم اینه که از نو شروع کنی و دنبال اصالتت بگردی یا بهتر بگم به قوله مولانا بری دنبال اینکه "زکجا آمده ام ، آمدنم بهر چه بود؟ / به کجا می روم آخر؟، ننمائی وطنم " و اون رو جز با تدبر در قرآن نمی تونی پیدا کنی ... حال این روزای من همینه و واسه همین تصمیم گرفتم با قرآن آشتی کنم و راهم رو پیدا کنم،قراره تو کیمیای وصال راهی رو که پیدا کردم با تصورات ذهنیم ترسیم کنم، کاش با من همسفر بشین و این راه پرنور و پرسعادتت رو باهمراهی هم طی کنیم. همسفر عزیزم به فتوبلاگ قرآنی کیمیای وصال خوش اومدی!